چتری با پروانههای سفید
چتری با پروانههای سفید
شخصیتهای کتاب تصویری «چتری با پروانههای سفید» هر کدام یک گرهی در کارشان خورده است.
تا تحویل سال نو چیزی نمانده و مریم و برادرش کلی گل روی دستشان مانده و باید زودتر برگردند خانه. آتوسا چند خیابان آنطرفتر پشت در مانده و خانم خیاط که گوشش کمی فقط کمی سنگین است صدای در را نمیشنود تا لباس آتوسا را بدهد. اردلان توی آرایشگاه نشسته و دل تو دلش نیست تا زودتر نوبتش شود و برود خانه.
ما همیشه امیدوارم که گرهها زود باز شوند؛ برای خودمان؛ برای عزیزانمان، برای دیگران. از ته دل آرزو میکنیم، گاهی دست به دعا میبریم و گره که بزرگتر باشد انتظار معجزه داریم. گرههای داستان کتاب «چتری با پروانههای سفید» شاید خیلی بزرگ به نظر نمیرسند اما برای شخصیتهای قصه بزرگاند، غمگینشان کرده و حتی اشکشان را درآورده. آنها شاید حواسشان به پروانههایی زردی نیست که دور و برشان و در شهر میچرخند. شاید تا حالا به چتری که زرد است و زیر باران روی سرشان گرفتهاند خوب نگاه نکردهاند. چتر زردشان پروانههای سفید دارد و یا پروانههای زردش پریده و رفتهاند؟ جادو و اعجازی در این چتر و پروانههایش است؟ چتر برای کدام یک از شخصیتهای داستان است؟ او هم خودش مشکلی دارد؟
بیشک توجه به جزییات و ظرایف تصاویر غزاله بیگدلو که علاوه بر روایت تصویری داستان، نانوشتههای قصه را نیز به خوبی در خود جای داده، به ما در یافتن پاسخ و فکر اصلی داستان درخشان فرهاد حسنزاده کمک میکنند.
- غزاله بیگدلو
- فرهاد حسن زاده
- غزاله بیگدلو
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
هم میهن ارجمند! درود فراوان!
با هدف توانمند سازی فرهنگ ملی و پاسداری از یکپارچگی ایران کهن
"وب بر شاخسار سخن "
هر ماه دو یادداشت ملی – میهنی را به هموطنان عزیز پیشکش می کند.
خواهشمنداست ضمن مطالعه، آن را به ده نفر از هم میهنان ارسال نمایید.
آدرس ها:
http://payam-ghanoun.ir/
http://payam-chanoun.blogfa.com/
[گل]
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥